ذهن باهوش

سه داستان جالب درباره تندخوانی

fast-reading-story

آنتونیو مارکوما ماگلیابجی

آنتونیو مارکوما ماگلیابجی در دوران (اسپینوزا) در نیتن زندگی می‌کرد. او در 29 اکتبر 1633 در زادگاه لئوناردو داوینچی در فلورانس متولد شد. والدین آنتونیو، آن‌قدر فقیر بودند که قادر به فرستادن فرزندشان به مدرسه نبودند. او در دوران جوانی‌اش در یک میوه‌فروشی کوچک کار می‌کرد و در اوقات بیکاری‌اش در مغازه با مطالب روی کتابچه‌ها و روزنامه‌هایی که برای بسته‌بندی میوه‌ها استفاده‌شده بود کلنجار می‌رفت و سعی می‌کرد از آن‌ها سر دربیاورد. با اینکه آنتونیو هیچ درکی از تندخوانی و مهارت خود نداشت.

یک نویسنده که به قابلیت‌های تندخوانی آنتونیو مشکوک شده بود، تصمیم گرفت شهرت فراوان این پسر را مورد آزمایش قرار دهد. پس یک نسخه دستی بی‌سابقه و کاملاً جدید را بدون این‌که شخص دیگری آن را خوانده باشد، به او داد تا مطالعه کند.

ماگلیابجی با سرعت فوق‌العاده‌ای به‌خوبی آن را مطالعه کرد و ظرف چند ثانیه آن را به نویسنده برگرداند و تائید کرد که تمام آن را با دقت خوانده است. نویسنده از ماگلیابجی خواست تا خلاصه‌ای از کتاب را برایش بازگو کند. در کمال تعجب ماگلیابجی توانست به‌سرعت تمام بخش‌های کتاب ‌را به همراه نکات کلیدی و مهم آن، روی کاغذ بیاورد، طوری که انگار یک کپی کامل از نسخه اصلی را در اختیار نویسنده قرار داده بود.

شهرت ماگلیابجی روزبه‌روز بیشتر می‌شد تا این‌که بالاخره دوک اعظم توسکنی، او را به‌عنوان کتاب دار خصوصی انتخاب کرد. ماگلیابجی برای این‌که بتواند حجم گسترده مطالب را در کتاب‌خانه کنترل کند، تصمیم گرفت از قابلیت‌های تندخوانی‌اش در حد بالاتری استفاده کند.

افراد معاصر هم‌دوره با او این‌چنین گفته‌اند که ماگلیابجی قادر بود به‌راحتی با یک نگاه به صفحه‌های کتاب، محتوای اصلی آن‌ها را درک کند. طولی نکشید که سرعت تندخوانی و درک مطلب ماگلیابجی حیرت همگان را برانگیخت و او تبدیل شد به یک تندخوان بزرگ جهانی.

ماگلیابجی هم مثل اکثر نابغه‌ها هرچه پیرتر می‌شد به مهارت‌های بیشتری دست می‌یافت. به‌این‌ترتیب هرچه بیشتر مطالعه می‌کرد با سرعت تندخوانی بیشتری پیش می‌رفت و مطالب را به خاطر می‌سپرد؛ و دوباره او این‌طور گفته می‌شود که در اواخر عمرش بین کوهی از کتاب استراحت می‌کرد و ظرف کمتر از نیم ساعت هرکدام از کتاب‌ها را یکی پس از دیگری مطالعه می‌کرد تا این‌که خوابش می‌برد. مایگلیابجی تا رسیدن به زمان مرگش یعنی در سن 81 سالگی به تندخوانی ادامه داد.

به‌مرورزمان سرعت تندخوانی ماگلیابجی روزبه‌روز بیشتر شد و او توانست تعداد بسیار زیادی از کتاب‌ها را مطالعه کرده و به ذهن بسپارد. تا این‌که بالاخره موفق شد به خاطر سرعت بی‌نظیر تندخوانی و جذب مطالب، در جهان مطرح شود. به‌گونه‌ای که متخصصین در مورد تمام موضوعات موردعلاقه خود به او مراجعه می‌کردند.

ماگلیابجی نیز می‌توانست در مواجهه با سوالات مختلف، نکات اصلی و مربوط به آن‌ها را کلمه به کلمه، درست همان‌طور که از نسخه‌های اصلی مطالعه کرده بود، برای آن‌ها بازگو کند. اگر سیستم مغز و چشم ماگلیابجی نابغه قادر به ارائه این مهارت و قابلیت مثال‌زدنی بوده است، چرا ما باید با یک سرعت معمولی که در مقایسه با سرعت تندخوانی او مانند یک فرد بی‌سواد و یا مبتدی به نظر می‌رسد، مطالعه کنیم check out this site. تنها فرق ما با او در استفاده آگاهانه و پرورش دادن این مهارت در وجود خودمان است.

شاید بهتر باشد باکمی تغییر در باورهای منفی درباره مهارت‌های بالقوه خودمان با تمرین کردن و مطالعه بیشتر، به‌سرعت فوق‌العاده و حتی بیشتر از سرعت تندخوانی ماگلیابجی دست پیدا کنیم.

یوجینیا الکسینکو

آقای دومینیک ابرایاک، قهرمان حافظه جهان، استاد بزرگ تندخوانی دنیا، در کتاب خودش بانام (چگونه در امتحانات قبول شویم)، ماجرای شگفت‌انگیزی از زندگی یوجنیا تعریف می‌کند که نشان می‌دهد مهارت‌ها و موفقیت‌های بزرگ او در حال حاضر برابر است باقابلیت‌های ماگلیابجی در 350 سال پیش‌ازاین داستان.

به گفته یکی از محققان بزرگ در آکادمی علوم مسکو، سرعت مطالعه این دختر نابغه چند برابر سرعت انگشتانش در هنگام ورق زدن کتاب است و اگر مجبور به ورق زدن صفحات نبود و این کار سرعت او را پایین نمی‌آورد، او قادر بود به مطالعه 41/000 کلمه در دقیقه بپردازد.

در مرکز پرورش کیفیت کارایی مغز، آزمودن ویژه‌ای با حضور هیئت‌علمی دانشمندان برای یوجینیای 18 ساله ترتیب داده شد. هیئت‌علمی مطمئن بود که قبل از این تست، یوجینیا هیچ مطالعه قبلی درزمینه مطالب مطرح‌شده نداشته است. چراکه همان روز جدیدترین نسخه‌های مربوط به مجله‌های مختلف ادبی و سیاسی از دکه‌های روزنامه‌فروشی تهیه‌شده بود.

هیئت‌علمی برای ارتقاء سطح کیفی این آزمون سعی کرده بود بیشتر از کتاب‌ها و مطالب مهم و پیچیده قدیمی و تازه منتشرشده از زبان‌های آلمانی به روسی –زبان مادری بوجینیا – استفاده کند.

در طول این آزمون، یوجینیا در جلسه امتحان به‌تنهایی مشغول مطالعه بود و متصدیان آزمون معمولاً چند بار مطالب را مطالعه می‌کردند و نکات اصلی آن را یادداشت می‌کردند. بعدازاین کار چکیده مطالب را در اختیار او قرار می‌دادند و به‌این‌ترتیب سرعت مطالعه از را ارزیابی می‌کردند.

مهارت تندخوانی یوجینیا برای هم‌دوره‌ای‌های خودش شگفت‌انگیز بود. او قادر بود با سرعتی بالا مطالب را مطالعه کند. تقریباً در مدت چند دقیقه موفق به مطالعه چند رمان، مجله و نقد و بررسی آن‌ها شد بدون هیچ معطلی و به‌راحتی.

یکی از متصدیان آزمون می‌گوید: ما سوالات موشکافانه و دقیقی را در طول آزمون از یوجینیا می‌پرسیدیدم که کاملاً تخصصی و فراتر از درک یک نوجوان معمولی بودند؛ و یوجینیا در کمال شگفتی موفق شد به همه آن‌ها به‌درستی پاسخ دهد. این موضوع نشان می‌دهد که به‌خوبی همه نکات کلیدی مطالب آزمون را درک کرده بود.

جالب است بدانید که هیچ‌کس تا سن 15 سالگی یوجینیا، متوجه این مهارت فوق‌العاده ا نشده بود. اولین بار پدر یوجینیا بعدازآنکه مقاله مفصلی را از یک روزنامه به او داده بود تا مطالعه کند، متوجه استعداد دخترش شده بود. او بعد از 2 ثانیه مقاله را به پدر، خود برگردانده و به او گفته بود که مطالب بسیار جالبی بود.

پدر یوجینیا اول فکر کرده بوده که او دارد شوخی می‌کند و حوصله خواندن مطالب را ندارد؛ اما بعد از پرسیدن چند سؤال، متوجه شده بود که دخترش مقاله را کامل خوانده و تمام مطالب مهم آن را درک کرده است.

یوجینیا دراین‌باره می‌گوید:

خودم هم نمی‌دانم چطور می‌توانم این‌قدر سریع مطالب را دریافت کنم. سردر نمی‌آورم چگونه مغزم به‌صورت خودکار تمام مطالب را تجزیه‌وتحلیل می‌کند. انگار به‌جای کلمات، حس واقعی آن‌ها رد مغزم درج می‌شود. فکر می‌کنم طوری که یک کتابخانه کامل در ذهنم جریان دارد.

خانم دانشجو در بندرعباس

شاید برای شما (خواننده این مقاله) هم غیرطبیعی باشد که یک انسان بتواند با چنین سرعت خارق‌العاده‌ای، مطالب مختلف را بخواند. باید اقرار کنم که خود من هم وقتی اولین بار این مطالب را خواندم، برایم غیر باور بود. بااینکه به علم تندخوانی واقف هستم و از آن بهره برده‌ام و به سرعتی چند برابر افراد معمولی دست پیداکرده‌ام، ولی وقتی برای اولین بار با این دو داستان مواجه شدم، نتوانستم آن‌ها را باور کنم؛ اما در ادامه داستانی را برایتان تعریف می‌کنم که صحت این موضوع را تائید می‌کند.

رسیدن به سرعتی چند برابر افراد معمولی، کاملاً طبیعی و منطقی است. به این دلیل که با انجام تمرینات تندخوانی و تقویت حوزه دید، عضلات چشمان شما تقویت‌شده که باعث می‌شود زاویه دید بیشتر با وضوح دید بیشتری داشته باشید که در هنگام مطالعه می‌توانید کلمات و جملات بیشتری را ببینید و درک کنید.

در کنار این تمرین‌ها، انجام تمرین‌های ذهنی، به شما کمک می‌کند که بتوانید درک مطلب و حافظه قوی‌تری داشته باشید تا مطالب خوانده‌شده را در ذهن خود تجزیه‌وتحلیل کنید و در زمان طولانی‌تری در ذهن نگه‌دارید.

پس رسیدن به‌سرعت 3 تا 5 برابر در هنگام مطالعه کاملاً طبیعی و منطقی است؛ اما رسیدن به سرعتی معادل 10 یا بیست برابر حالت معمولی شاید کمی غیرطبیعی و غیر باور به نظر برسد؛ اما می‌خواهم برایتان داستانی از کشور خودمان بگویم که صحت این موضوع را تائید می‌کند.

یک روز برای صحبت درباره برگزاری کلاس‌های تندخوانی به مرکز فرهنگی و هنری منطقه 9 مراجعه کردم. مدیر وقت آنجا خانمی میان‌سالی بود که تجربه بسیار زیادی درزمینه آموزش داشت. در هنگام صحبت و معرفی دوره‌های تندخوانی برای این خانم، او اشاره‌ای به یکی از هم‌کلاسی‌های خود در بندرعباس کرد.

او گفت که در دهه شصت هنگامی‌که در دانشگاه واحد بندرعباس مشغول تحصیل بود، همکلاسی داشت که قدرت بی‌نظیری در خواندن مطالب و کتاب‌ها داشت. او می‌گفت که این همکلاسی من که یک خانم بود، با نگاه کردن به صفحه کتاب کل مطالب آن را فرامی‌گرفت و به‌سرعت به صفحه بعدی می‌رفت.

با این قدرت و توانایی می‌توانست به‌سرعت مطالب کتاب‌ها را مطالعه کند. این خانم حتی خودش نمی‌دانست که چطور می‌تواند به این سرعت به تندخوانی بپردازد اما این کار را انجام می‌داد.

آن خانم مدیر می‌گفت که اگر آن روزها کسی به علم تندخوانی واقف می‌بود و به آن اهمیت می‌داد، قطعاً از این خانم یاد می‌شد و مهارت مثال‌زدنی او را در تندخوانی موردبررسی قرار می‌دادند.

اما آن روزها کسی به این موضوع اهمیتی نمی‌داد و مهارت همکلاسی من خاموش ماند و کسی نتوانست از آن اطلاعی پیدا کند.

با شنیدن این داستان، دو داستان بالا در ذهنم تداعی شدند و صحت آن‌ها برایم تائید شد و باور کردم که چشم‌های انسان می‌تواند به مهارت بالایی در تندخوانی برسد.

البته ناگفته نماند که این موضوع امروزه یک امر طبیعی هستند و در حال حاضر افرادی در جهان هستند که به رکوردهای بسیار بالایی دست پیداکرده‌اند. رکوردهایی نزدیک به ماگلیابجی و یوجینیا و آن خانم دانشجو در بندرعباس در دهه شصت.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 5 =